محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

250

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

هر آن جوهرى را كه لطف خداى * دهد در دل كان توفيق جاى ز آسيب دوران نيابد ضرر * بود حافظ او قضا و قدر نهالى كه توفيق يزدانيش * دهد آب از جوى سلطانيش رسد همقرينش بر افلاك سر * درختى شود پادشاهى ثمر هر آن طفل كش دايهء روزگار * بشير بقا پرورد در كنار چگونه به آب حيل دير و زود * توان شست نامش ز لوح وجود و چهار ماه بعد از فوت شاه اسماعيل ، بسعى و اهتمام شاهزادهء مريم احتجاب ، بلقيس جناب ، پرىخان خانم ، شاه سلطان محمد را از شيراز آورده در دار السلطنهء قزوين ، تخت سلطنت را بوجود شريفش زيب و زينت دادند و چون مسموع نوّاب جهانبانى شد كه آن گوهر صدف كامرانى را عليقليخان از آسيب حوادث محافظت نموده و در مراقبت احوال سلطنت مآلش كمال اهتمام بتقديم رسانيده مجددا بايالت و امارت دار السلطنهء هرات و منصب رفيع المراتب للگى شاهزادهء فريدون صفات ، با خلعات فاخرات بين الاقران ممتاز و سرافراز فرمود و بعضى از امراى پايتخت بر مهمّ و منصب عليقليخان حسد برده مقدمات ترتيب دادند كه شاهزاده را از هرات به قزوين آورند و جهت اين مهم ابراهيم خان ولد حيدر سلطان ترخان را به هرات فرستادند و خان مذكور بىنيل مقصود باز گرديد و امراء از ارتكاب اين امر متقاعد نگشتند و بوسائل جميله و وسايط مكر و حيله پادشاه را به خراسان بردند و نوّاب با اركان دولت ، مدّت ششماه در خارج شهر بند هرات نشست و ابوّاب مدعا بر روى اميد ايشان مفتوح نگرديد . عاقبت قرار به صلح يافته موكب همايون متوّجه عراق گشت و عليقليخان بدستور ، در مراسم خدمتكارى شاهزاده كوشيده بر رغم امراى حسود اسم پادشاهى برو اطلاق نمود [ و ] سكه بنام او زد و خطبه بنام او خواند عنقريب بتأييد